~سناریو ~

~سناریو ~
وقتی بدنت میلرزید

نامجون:( یه نگاه ریز بهت کرد و متوجه شد)
نامجون: ا..ات خوبی؟؟( نگران)

جین:( بغلت میکنه)
جین: هندسام من...چیزی نیس آروم باش

جیهوپ:( با کلی خوراکی اومد سمتت و بغلت کرد)
جیهوپ: عشقم میدونم چقدر حالت بده بیا فراموشش کنیم باشع؟؟
ات: باش


شوگا:( از خواب بیدار شود که دید بدنت میلرزه و سرت پایینه)
شوگا: پیشی
ات:...
شوگا: گربه کوچولویه من
ات:..
شوگا:( سر اتو اورد بالا که دید داره گریه میکنه و بغلش کرد)
شوگا: هیشش آروم باش من کنارتم...


جیمین:( داشتید دعوا میکردین که یهو بدنت لرزید و هر لحظه داشت بدتر و بدتر میشود)
ات: آره..آره حق با توعه ببخشید دیگه بسه( آروم)
جیمین:( دوباره شروع کرد به بحث کردن که لرزش بدن اتو دید و ساکت شود و با بغض رفت سمته ات:
جیمین: ببخشید معذرت میخوام تقصیره منع( بغض)

تهیونگ: ا..ا..ات خوبی؟؟؟ جایت درد نمیکنه؟؟؟ درد نداری؟؟؟؟؟؟ حالت خوبه ؟؟؟؟؟؟؟( به شدت نگران)


جونگکوک: یااا..چاگیا چیشدع ؟؟ میخای بریم دکتر؟


حمایتتتتت 🩴🩴🩴👈👉
دیدگاه ها (۱۴)

سناریو ~وقتی یه بغض خیلی سنگین داری و خودتو کنترل میکنی که گ...

𝓹𝓪𝓻𝓽 ۴۱ ات دوباره رفت تو اتاق آماده شد اومد بیرون در اتاقشو ...

سناریو ★وقتی میگی من اصلا خوابم نمیاد ولی 30 ثانیه بعد خوابت...

پارت ۱۰..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاق...

the lost leaves/رمان جیمین

چند پارتی وقتی عضو هشتمی و اسم و افسردگی داری پارت: ۳

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

#دوپارتی🦋پارت آخرکه یهو ات زد زیره خنده... جیمین و سونی تعجب...

وقتی دخترشی و از دستت عصبانی میشه...پارت آخرکم کم پاهاش سست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط