پارت

پارت ۱۸
ویو ا.ت/
آخی زیر لب گفت و نشست روی تختش.
چرا هروقت جیمین رو میدید قلبش عین دوران دبیرستانشون تند میزد و قرمز میشد؟ چقدر دلش می‌خواست جیمین رو بغل کنه حتی واسه ی یک ثانیه ولی نمیتونست نه نه جیمین ازش متنفر بود و اونم حق نداشت نزدیکش شه هعی خدا این چه حرفاییه ساعت چهار صبح دارم با خودم میزنم؟ چرا بازو های جیمین رو پانسمان کردن؟ زخمی شده بود؟
از جاش بلند میشه سروم رو از دستش میکشه و میره توی حیاط پشتی بیمارستان و روی نیمکت زیر درخت گیلاس میشینه. چه قدر شکوفه های درخت گیلاس قشنگ و رویایی بودن.

ویو جیمین/
چشمم رو باز کردم و دیدم ا.ت رو تختش نیست..هاااااا..سریع بلند شدم و از اتاق رفتم بیرون و همه ی راه رو های بیمارستان رو گشتم و پیداش نکردم وقتی رفتم جلوی پله ها وایسادم دیدم ا.ت روی نیمکت توی حیاط پشتی بیمارستان زیر درخت گیلاس نشسته و به شوکپفه های درخت چشم دوخته رو زیر لب حرف میزنه..خیلی کیوت شده..
جیمین:رفتم سمش و کنارش روی نیمکت نشستم
ا.ت:هی بیداری؟
جیمین:آره بیدارم
ا.ت:چیزی شده؟
جیمین:نه چرا چیزی بشه خب؟
ا.ت:همینجوری گفتم
ا.ت:بیا اینو بخور
جیمین:این چیه؟
ا.ت:چای بابونه به کم خوابی کمک میکنه
جیمین:آها یکم ازش خوردم
جیمین: چرا مزه ی لوازم آرایش میده؟
ا.ت:پقی خندید
ا.ت:بخور ازش سم نیست قول میدم زنده بمونی
جیمین:خنده هاش..باعث میشه قلبم تند بزنه(تودلش)
جیمین:یکم دیکه ازش خوردم
ا.ت:یک شکوفه ی گیلاس رو توی موهاش گذاشتم
ا.ت:کیوتت میکنه
جیمین:هاا...امم..مرسی
ا.ت:لبخند زدم به دست پاچگیش
ا.ت:جیمیمنا؟میشه یم اعترافی کنم؟
جقمین:با اینکه قلبش از لقب جدید{جیمینا} تند میزد سرتکون داد که آره
ا.ت:من...ازت خوشم‌میاد
جیمین:قلبش خیلی محکم به سینه اش می‌کوبید انگار میخواست از جاش بیاد بیرون

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱۹ا.ت:میدونم ازم متنفری ولی..حرفش با کوبیده شدن لبای جی...

پارت ۲۰ا.ت:با خوردن نور خورشید توی چشمم بیدار شدم. سرم رو بل...

پارت ۱۷ویو جیمین/بعد از اینکه ا.ت منو از توی کشتی کشید بیرون...

پارت ۱۶ویو عملیات/ا.ت:حرکت کنید(توی بیسیم)جیمین:دستش رو به ن...

Part6

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط