هی رفیق میدانی چقدر خسته ام؟

هی رفیق میدانی چقدر خسته ام؟
تمام احساسم درد میکند
چشمهایم خون میبارد
گلویم بغض قورت میدهد
دلم آنقدر تنگ شده که
میلی به آفتاب روز بعد ندارم
وااای زخمهایم ...
درد دارم ، درد
بیخیال رفیق همیشگی من
بگذار ترا بسوزانم به رسم همیشه و تومرا آروم کن
چه خوب که تو هستی
چه خوب که ترا دارم
دیدگاه ها (۱)

یه روزے میاد که دیگه بعدش مهم نیست فردایےدرکار باشه یا نه .....

به یاد داشته باش که انسانها در کنار هم عاشقندو دور از هم عاش...

حال روحم خوش نیست...آسمانم ابریست....کودک دستانم ، یخ زد از ...

مَنْـ وَقتے ناراحَتـ میشَمـدیگہـ گِریہـ نِمے کُنَمـداد وبیدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط