به بزم ما ای که چنین جلوه کنان آمده یی صفا کردی
به بزم ما ای که چنین جلوه کنان آمده یی صفا کردی
چه شد پس از بی خبری از من و دل لاله خورشید، ز ما کردی
خوش آمدی که آمدی چه خوش خرامی
جلوه گر چون پرتو سپیده دم به تیر شامی
این تویی یا بخت من یا صبح روشن
آفرین صد آفرین چه نازنین چه خوش کلامی
همچون شاخه نسترن
سایه بر سرم فکن
به خدا که غم ندارم غم گسارم تا تویی تو
غم بیش و کم ندارم در کنارم تا تویی تو
به روی چشمم قدم نهادی
خوش آمدی خوش آمدی
شکفته همچون تو گل مرادی
خوش آمدی خوش آمدی
مرو دگر از کنار من
مبر ز کف اختیار من
چه شد پس از بی خبری از من و دل لاله خورشید، ز ما کردی
خوش آمدی که آمدی چه خوش خرامی
جلوه گر چون پرتو سپیده دم به تیر شامی
این تویی یا بخت من یا صبح روشن
آفرین صد آفرین چه نازنین چه خوش کلامی
همچون شاخه نسترن
سایه بر سرم فکن
به خدا که غم ندارم غم گسارم تا تویی تو
غم بیش و کم ندارم در کنارم تا تویی تو
به روی چشمم قدم نهادی
خوش آمدی خوش آمدی
شکفته همچون تو گل مرادی
خوش آمدی خوش آمدی
مرو دگر از کنار من
مبر ز کف اختیار من
- ۱.۶k
- ۰۹ اسفند ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط