این زمزمہ برایم آشناس

این زمزمہ برایم آشناس
بہ رگ هایم مے ریزد
هزار بار تڪرار ڪن
شب بخیرت بوے بهشت دارد..
دیدگاه ها (۳)

موسیقی

گاه نفس‌هایش چنان در رگ هایم جاری و به قلبم سرازیر می‌شد که ...

*با تو لیلا، بید، مجنون‌وار می‌ریزد به‌همزیر باران، رقص گندم...

دویست شب است که نیستی،اما خونت در میان این مردم مقاوم جاری ا...

نام تورا که می‌برم#لب‌هایمبوی تاکستان می‌گیرندانگارحروف #اسم...

شبها دلم کمی آسمان می خواهدتا به شماره ی تمام ستاره ها صدایت...

شبها دلم کمی آسمان می خواهدتا به شماره ی تمام ستاره ها صدایت...

می‌گوید دیگر دوستش ندارد و او را از دلش بیرون رانده است ، ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط