از دست عزیزان چه بگویم

از دست عزیزان چه بگویم
گله ای نیست
گله ای نیست
گرهم گله ای هست دگر
حوصله ای نیست
حوصله ای نیست
سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هرلحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست
دیریست که از خانه خرابان جهانم
برسقف فرو ریخته ام
چلچله ای نیست
چلچله ای نیست
در حسرت دیدار تو آواره ترینم
هرچند که تا منزل تو
فاصله ای نیست
فاصله ای نیست
دیدگاه ها (۳)

چه بگویم که دگر حوصله ای نیست مرا...دگر از دست کسی هم گله ای...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵¹این چیز ها الان اص...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پارت: 19 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گندِ هات‌داگ‌های نیم‌...

### پارت ۶: وقتی دیوارها می‌ریزندصحن اتاق هنوز گرم بود از تم...

پارت: 22 (بخش2) **زاویه دید: زین**تایلر سعی کرد خودش رو از چ...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت سیزدهم: طوفانِ برخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط