دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من

دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من

گر از قفس گریزم کجا روم، کجا من؟

کجا روم که راهی به گلشنی ندانم
که دیده برگشودم به کنج تنگنا من

نه بسته‌ام به کس دل، نه بسته کس به من دل
چو تخته‌پاره بر موج، رها، رها، رها من

ز من هر آنکه او دور ، چو دل به سینه نزدیک
به من هر آن که نزدیک، ازو جدا، جدا من!

نه چشم دل به سویی، نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من

ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟
که گویدم به پاسخ که زنده‌ام چرا من؟

ستاره‌ها نهفتم در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست ، هوای گریه با من
دیدگاه ها (۱۰)

حال واحوال دلم ازسرشب بدشده بود                             ...

امشب دلم هوس پرواز دارد تا در اين راه بندان آسمان مسافر حرمي...

دیدی که رسوا شد دلم ،غرق تمنا شد دلمدیدی که من با این دل، بی...

عشق یعنی...حتی از راه دور هموقتی بهت فکر میکنم ...دلم قرص می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط