پارت هفت

پارت هفت

اون کوک بود تهیونگ رو تا میخورد زد تهیونگ بلند شد و گفت مرتیکه چیکار می‌کنی
کوک، تو چه غلطی میکنی خیمه زدی رو ا.ت
تهیونگ، به تو چه این بین منو ا.ته
کوک ، هر چیزی که به ا.ت ربط داره به منم ربط داره حالا برو گمشو تا بیشتر از این نزدمت

تهیونگ رفت منم که مثل چی ترسیده بودم و میلرزیدم کوک با نگرانی اومد طرفم و شونه هامو گرفت و گفت
کوک، حالت خوبه
ا.ت ، به لطف شما بله
کوک ، باید بیشتر مراقب باشی میدونی اگا من نرسیده بودم چی میشد
فلش بک به نیم ساعت پیش
کوک ویو
تو ماشین بودم که دیدم گردنبند ا.ت افتاده کف ماشین دوباره چون خیلی دور نشده بودم دور زدم و تا رسیدن دم در دیدم در نیملا بازه یواش گوش دادم که با داد و فریاد های ا.ت مواجه که می‌گفت نه نکن عوضی که...... (بقیشم خودتون میدونین)
ا.ت ، ممنونم که کمکم کردی
کوک، وضیفمه غزیه چیه چرا اومده بود تو آشنا بود غریبه بود چی
ا.ت (حس میکنم بهش اعتماد دارم پس میگم)و داستان تهیونگ رو تعریف می‌کنه

کوک، وای خیلی خسته شدی حتما
ا.ت ، اره همه جا هس هر پسریم که نزدیکم بشه یا اونو عذیت می‌کنه هم منو ولی سابقه نداشته هم چین کاری کنه ..............
دیدگاه ها (۱۲)

پارت هشت کوک ، امشب خیلی خوب نیس تنها بمونی وسایلتو جم کن بر...

پارت نه جیمین از در اومد تو ا.ت ، آقای پارک جیمین ، ا.ت دیرو...

پارت پنج کوک ویو (جونکوک )فردا برمی‌گردم کره خیلی دلم برای م...

اگه بیستایی بشیم امروز به جای پنج تا هشتاد پارت میزارم

part ۴ استاد جذاب من

Love in the dark①②٪: بسه چرا سروصدا میکنیمحکم زد تو صورتم و ...

مامان ا. ت : ا. ت نگفته بودی که دوست پسر داری ولی پسر خوشگلی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط