گاهی حتی سالها حرف زدن کافی نیست!

گاهی حتی سالها حرف زدن کافی نیست!
با بعضی ها باید به سکوت رسید...
به یک لبخند ، به یک نگاه ! رهایشان کرد...
و با اطمینان به دست طبیعت سپردشان...
طبیعتی که در آن هر حضوری سایه ای ، هر صدایی پژواکی، هر زهرى پادزهری ، و هر عملی عکس العملی دارد...
باید گذشت ، رها کرد، آرام بود و ایمان داشت ، که زندگی در دنیا بی حساب نیست.....
دیدگاه ها (۱)

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت نــوزدهــم 𓆪 🖤🥀یون برای چند ثانیه هیچ حرفی نز...

هوا سرد بود.از آن شب‌هایی که شهر شلوغ بود، اما انگار برای ا/...

«دشمنِ نیمکت بغلی»زنگ مدرسه تازه خورده بود که رها با عجله وا...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۶ات با شنیدن حرف سامان، آرام به ...

((((پارت چهار))))

📖 آکادمی آستریاپارت چهاردهم | «استاد آلدن»صبح روز بعد...تمام...

𝖕𝖆𝖗𝖙۱۵لیسا با جعبه برگشت عمارت.ساعت چهار بعدازظهر بود. مستقی...

پارت بیست و دوم

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط