مردی که ویران از فراق ات بود من بودم

مردی که ویران از فراق ات بود، من بودم!
از هر جهت در اشتیاقت بود، من بودم!
.
.
هروقت سردت شد همان مردی که سیگارش-
در حکم گرمای اجاقت بود، من بودم!
.
.
در خلوتت گویی تو را هر لحظه می پایید!
روحی که دائم در اتاقت بود، من بودم!
.
.
طاقت می آرم رفتنت را! چونکه مردی که -
عمری فقط در حال طاقت بود، من بودم!
.
.
در زندگی از هر رفیقی، نارفیقی دید؛ -
با این همه اهل رفاقت بود، من بودم!
.
.
مردی که هر کاری که از دستش برآمد، کرد؛
اما به چشمت بی لیاقت بود، من بودم!
.
.
.
دیدگاه ها (۱)

گوشه ای داری بمیرم؟! غار باشد بهتر استمرد عاشق از خودش بیزار...

سلام صبح بخیر دوستانانوار طلایی خورشید نوید مهربانی ولطف پرو...

به تو گفتم که در این دور شدن ناچاری؟سربه تایید تکان دادی و گ...

با تواَم عشق قسم خورده پنهانی ِمنبا تواَم بی خبر از حال و پر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط