تو متعلق به منی

تو متعلق به منی
𝐏𝐚𝐫𝐭:5
این پارت یه کوشولو منرحفانس نه اینکه اهم اهما یه چیز دیگه

جونگکوک اروم لباسشو دراورد و فقد شلوارشو به تن داشت دوباره روی تخت دراز کشید ملافه رو تا گردنش کشید

تهیونگ:ملافه رو بیار پایین

جونگکوک:اما

تهیونگ:همین که گفتم

جونگکوک ملافه رو تا پایین شونه هاش کشید پایین

تهیونگ
امشب خودمو به خواب میزنم تا با خیال راحت بخوابه

جونگکوک خوابید

تهیونگ دستشو دور کمر جونگکوک حلقه کرد و جونگکوک رو به خودش چسبوند گردن جونگکوک رو بوسید جونگکوک برگشت به سمت تهیونگ

تهیونگ با خودش گفت:اوه اینجوری راحت تر میتونم ببوسمش

و دوباره دستاشو دور کمر جونگکوک حلقه کرد سرشو رو سینه جونگکوک گذاشتم و وسط قفسه سینشو عمیق بوسید سرشو بالا اوردو لبشو رو لبای جونگکوک گذاشت تحمل نیاورد و روی گردن جونگکوک کیس مارک گذاشت

جونگکوک اروم چشاشو باز کرد

تهیونگ تا دید جونگکوک داره چشاشو باز میکنه خودشو به خواب زد

جونگکوک چشاشو کاملا باز کرده بود تازه متوجه شده بود که تو بغل تهیونگ بود سریع خودشو عقب کشید و خوابید

[فلش بک به فردا صبح]

جونگکوک اروم چشاشو باز کرد بلند شد و راست نشست دید تهیونگ هنوز خوابه خودشو دید که لباس تنش نیست بلند شد و خواست بره لباسشو برداره بپوشه که تهیونگ دستشو گرفت و به سمت خودش کشیدش جونگکوک روی تهیونگ افتاد

جونگکوک:چی تو که خواب بودی

تهیونگ:بودم اما الان بیدار شدم

جونگکوک خواست بلندشه اما تهیونگ محکم اونو گرفته بود

ببخشید گوگولیا این پارت رو خیلی کوتاه نوشتم
امیدوارم خوشتون اومده باشه😊🩷

شرط:
۱۰لایک
۱۳کامنت
۳بازنشر
دیدگاه ها (۱۶)

😂😂فقد جونکوک نیست منم هستم🧸@teakook_army🧸☆♪لایک♪بازنشر♪کامنت...

من سفارش دادم چیزی که سفارش دادمو بدید برم😭😭🧸@teakook_army🧸☆...

گوگولیا لطفا این فرشته رو فالو کنیدتازه رمانشو شروع کرده نیا...

گوگولیا من ۳ تا فیک نوشتم میخوام همراه با فیک تو متعلق به من...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟑𝟗تهیونگ اروم چرخید به طرف کوک و یک دستش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط