#سرما خورده ام مادر بزرگ میگوید:

#سرما خورده ام مادر بزرگ میگوید:
اندکی عسل و لیمو را...
لیمو را که از باغچه چیده ام و اما...
کمی نمیخندی؟
#کنعان_محمدی #عاشقانه
دیدگاه ها (۱۴)

#تو چیستی؟که من از موج هر تبسم توبسان قایق سرگشتهروی مردابم ...

من این #چشم‌های بی تو رابه کجای این شهر بدوزمکه هنوز نرفته ب...

#مـن خـودخـواه‌ترین عاشـــقِ عالَمـم نہ با ڪسی تقسیمت می‌ڪنم...

#کاش آنقدر خزان سخت بگیرد بَر من تا فراموش کنم برگ و بَری دا...

صبحانه مقوی

*برادر ناتنی من*

روزی روزگاری ی دختری بود به اسم ا.ت.ا.ت شغلش این بود که داخل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط