بسم الله الرحمن الرحيم
بسم الله الرحمن الرحيم
پاسخ قسمت اول :
آیا خیلی عجیب است که یک مربی بگوید: شما آزادید به سخنان من گوش کنید و دستورات من را انجام دهید و یا ندهید؛ اما من فقط آنان را که اطاعت و پیروی کردهاند، قبول نموده و می پذیرم؟! - پس چرا اگر ربّ العالمین چنین بفرماید، عجیب به نظر رسد؟!
- از خود بپرسید که چرا اکثر مردم، حتی کسانی که اساساً با دین اسلام کاری ندارند و یا حتی ضدیت و عناد دارند، این جمله -لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ - را نه تنها میدانند، بلکه در هر محفل و گفتگویی نیز تکرار مینمایند، و حتی گاه خطاهای خود را به آن مستند ساخته و با آن توجیه مینمایند؟! اگر اهل قرائت قرآن کریم و تأمل در آیات آن میباشند، چرا آیات دیگر را این چنین فرا نگرفتهاند و اگر فقط از همین یک آیه خوششان آمده است، چرا تمام همین یک آیه را بلد نیستند؟!
علت این رویکرد آشنایی عمومی با این فراز از آیه، تعلیم، روشنگری و تبلیغ اهل قرآن مجید نمیباشد، بلکه سوء استفاده گسترده، با تحریف معنا و مقصود و با تفسیر به رأی به نفع اهداف انحرافی و نیز فرافکنی شدید در ضد تبلیغ توسط منحرفان و دشمنان میباشد. چنان که از این آیه، به عنوان یک سلاح، مقابل تمامی دستورات دینی، دعوت کنند گان به حق، آمران به معروف و ناهیان از منکر، سوء استفاده مینمایند!
پس اکنون تمام این آیه را با هم بخوانیم و در فرازهای آن دقت نماییم: لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ - در قبول دین، اکراهی نیست. زیرا راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. بنابر این، کسی که به طاغوت بت و شیطان، و هر موجود طغیانگر کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است، که گسستن برای آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست.(سوره بقره آیه 256)
- در ادامه همین فراز که فرمود اجباری در دین نیست، فرمود: علتش روشن شدن راه سعادت از هلاکت است و افزود که فقط کسانی که به طاغوت کافر شده و به الله جلّ جلاله ایمان میآورند، محکم و پابرجا خواهند ماند؛ یعنی ما بقی سقوط خواهند نمود.
- دین، معارف شناختهای درست و غلطی است که رفتارها و عملکردهایی را بر اساس بایدها و نبایدهایِ منطبق با آن شناخت به دنبال میآورد؛ شاید به تعبیری بتوان گفت:جهانبینی و ایدئولوژی مبتنی برآن. بنابراین، احکام واجبات و محرمات که به آن شرع گفته میشود و در هر دین حق و باطلی هم وجود دارد، تابع اصول دین میباشند.(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت اول :
آیا خیلی عجیب است که یک مربی بگوید: شما آزادید به سخنان من گوش کنید و دستورات من را انجام دهید و یا ندهید؛ اما من فقط آنان را که اطاعت و پیروی کردهاند، قبول نموده و می پذیرم؟! - پس چرا اگر ربّ العالمین چنین بفرماید، عجیب به نظر رسد؟!
- از خود بپرسید که چرا اکثر مردم، حتی کسانی که اساساً با دین اسلام کاری ندارند و یا حتی ضدیت و عناد دارند، این جمله -لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ - را نه تنها میدانند، بلکه در هر محفل و گفتگویی نیز تکرار مینمایند، و حتی گاه خطاهای خود را به آن مستند ساخته و با آن توجیه مینمایند؟! اگر اهل قرائت قرآن کریم و تأمل در آیات آن میباشند، چرا آیات دیگر را این چنین فرا نگرفتهاند و اگر فقط از همین یک آیه خوششان آمده است، چرا تمام همین یک آیه را بلد نیستند؟!
علت این رویکرد آشنایی عمومی با این فراز از آیه، تعلیم، روشنگری و تبلیغ اهل قرآن مجید نمیباشد، بلکه سوء استفاده گسترده، با تحریف معنا و مقصود و با تفسیر به رأی به نفع اهداف انحرافی و نیز فرافکنی شدید در ضد تبلیغ توسط منحرفان و دشمنان میباشد. چنان که از این آیه، به عنوان یک سلاح، مقابل تمامی دستورات دینی، دعوت کنند گان به حق، آمران به معروف و ناهیان از منکر، سوء استفاده مینمایند!
پس اکنون تمام این آیه را با هم بخوانیم و در فرازهای آن دقت نماییم: لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ - در قبول دین، اکراهی نیست. زیرا راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. بنابر این، کسی که به طاغوت بت و شیطان، و هر موجود طغیانگر کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است، که گسستن برای آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست.(سوره بقره آیه 256)
- در ادامه همین فراز که فرمود اجباری در دین نیست، فرمود: علتش روشن شدن راه سعادت از هلاکت است و افزود که فقط کسانی که به طاغوت کافر شده و به الله جلّ جلاله ایمان میآورند، محکم و پابرجا خواهند ماند؛ یعنی ما بقی سقوط خواهند نمود.
- دین، معارف شناختهای درست و غلطی است که رفتارها و عملکردهایی را بر اساس بایدها و نبایدهایِ منطبق با آن شناخت به دنبال میآورد؛ شاید به تعبیری بتوان گفت:جهانبینی و ایدئولوژی مبتنی برآن. بنابراین، احکام واجبات و محرمات که به آن شرع گفته میشود و در هر دین حق و باطلی هم وجود دارد، تابع اصول دین میباشند.(ادامه دارد...)
- ۱.۲k
- ۰۷ اسفند ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط