یک عمرقفس

یک عمرقفس
بست مسیرنفسم را
حالاکه دری هست
مرابال وپری نیست
حالاکه مقدرشده آرام بگیرم
سیلاب مرابرده
وازمن اثری نیست
بگذارکه درها
همگی بسته بمانند
وقتی که نگاهی نگران
پشت دری نیست...
دیدگاه ها (۲)

من ماندم و 16 جلد لغت نامه که هيچ کدام از واژه هايش مترادف ...

پدرم,تاج سرمببوسم پینه ی دستان پاکتچه زحمت ها که کشیدی برایم...

گاهی اوقات فکر کردن به بعضی ها، ناخودآگاه لبخندی روی لبانت م...

یک عمرقفس بست مسیرنفسم راحالاکه دری هست مرابال وپری نیستحالا...

درخواستی

پرسه در جنگلات از روی مبل بلند شد.نگاهش هنوز روی درِ بسته‌ی ...

تکاپو پارت 100:باهام سرد میشه.. 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آن شب...بعد از گفت...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 161✦...................

معامله p12جونگ‌کوک لب پایینش را محکم گاز گرفت.درد این بار شد...

پرسه در جنگلدرِ کتابخانه آرام باز شد.کوک وارد شد.کت مشکی‌اش ...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁰ویو میکا_____همین که ...

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت ۹ نهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط