𝓹𝓪𝓻𝓽 26
𝓹𝓪𝓻𝓽 26
نویسنده ویو
ات دست تهیونگو ول کرد و دوید بالا آماده شد بعد تهیونگ رفت آماده شه
ات: تهههههههه (داد)
ته:بلهههه(داد)
ات: با لباسای دیشب میتونی تمرین کنی؟
ته: با کت و اون شلوارو لباس طبیعتا نه
ات: بیام بهت لباس بدم؟
ته: لباس مردونه داری؟
ات: اکثر لباسام اسپرته
ته: پس بیا یه جفت بم بده
ات: اومدم
ات رفت بالا و دید که تهیونگ با باکستره و فقط یه لباس تنشه ات اونو دید و یه جیغ خفیف کشید و چشاشو گرفت همون جور که چشاشو گرفته بود به سمت کمد رفت و همینجوری که داشت میرفت پاش به یه عروسک گیر کرد و پخش زمین شد
ته: خوبی
ات: آره آره
ات دوباره پاشد چشاشو گرفت و رفت سمت کمد و یه لباس برداشت داد به تهیونگ
ته: ات؟
ات: بله
ته: اینو بپوشم؟
ات: آره غیر این لباس ندارم بت بدم
ته: میپوشمش
ذهن ته: مهم نیست چه شکلیه مهم اینه که کراشت داده؛ فقط بپوشش
ته: باشه
تهیونگ لباسرو پوشید
ات: بهت میاد
ته: واقعا؟
ات: آره
نامی: بریم دیگه دیر شد
ات: بریم
pov تو ماشین
ات و تهیونگ سمت پنجره ها نشست و به بیرون نگاه میکنن و جیمین وسطشون نشسته
جیمین: شما دوتا چتونه
ته: چیو چمونه
جیمین: آخه خیلی ساکتین
ات: تعجب داره؟
جیمین: نه
ــــــــــــرسیدن
نامی: بریم تو
کای بدو بدو اومد سمت اونا
کای: ات ات(همچنان که میاد سمت اونا)
کای:(رسید) ات میشه باهات حرف بزنم
ات: بله
ات: شما برین منم میام
کای:...
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
حمایت؟
نویسنده ویو
ات دست تهیونگو ول کرد و دوید بالا آماده شد بعد تهیونگ رفت آماده شه
ات: تهههههههه (داد)
ته:بلهههه(داد)
ات: با لباسای دیشب میتونی تمرین کنی؟
ته: با کت و اون شلوارو لباس طبیعتا نه
ات: بیام بهت لباس بدم؟
ته: لباس مردونه داری؟
ات: اکثر لباسام اسپرته
ته: پس بیا یه جفت بم بده
ات: اومدم
ات رفت بالا و دید که تهیونگ با باکستره و فقط یه لباس تنشه ات اونو دید و یه جیغ خفیف کشید و چشاشو گرفت همون جور که چشاشو گرفته بود به سمت کمد رفت و همینجوری که داشت میرفت پاش به یه عروسک گیر کرد و پخش زمین شد
ته: خوبی
ات: آره آره
ات دوباره پاشد چشاشو گرفت و رفت سمت کمد و یه لباس برداشت داد به تهیونگ
ته: ات؟
ات: بله
ته: اینو بپوشم؟
ات: آره غیر این لباس ندارم بت بدم
ته: میپوشمش
ذهن ته: مهم نیست چه شکلیه مهم اینه که کراشت داده؛ فقط بپوشش
ته: باشه
تهیونگ لباسرو پوشید
ات: بهت میاد
ته: واقعا؟
ات: آره
نامی: بریم دیگه دیر شد
ات: بریم
pov تو ماشین
ات و تهیونگ سمت پنجره ها نشست و به بیرون نگاه میکنن و جیمین وسطشون نشسته
جیمین: شما دوتا چتونه
ته: چیو چمونه
جیمین: آخه خیلی ساکتین
ات: تعجب داره؟
جیمین: نه
ــــــــــــرسیدن
نامی: بریم تو
کای بدو بدو اومد سمت اونا
کای: ات ات(همچنان که میاد سمت اونا)
کای:(رسید) ات میشه باهات حرف بزنم
ات: بله
ات: شما برین منم میام
کای:...
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
حمایت؟
- ۲۳۳
- ۰۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط