وقتی که تو را دیدم...خنده های چشمانت را شنیدم..قلبم تاملی

وقتی که تو را دیدم...خنده های چشمانت را شنیدم..قلبم تاملی کردو ضرب اهنگش را تغییر داد...باریتم لبخندت...و چه تند میخندیدی....وقتی که رفتی..نمیدانم چیزی را جا گذاشته بودم ویا بخشی از تو در من باقی مانده بود....
هر چه بود نت دیگر من نبودم...
و چقدر انتظار طولانی بود برای دیدنت...همان یک شب یم عمر بود..تا به وصال لبخندت برسم...
دیدگاه ها (۱)

سلاااااااااممممممﺑﺎﺯﻫﻢ ﺻﺪﺍﻱ ﮔﺮﻡ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻱ ﺁﻓﺘﺎﺏ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط