ای که چون رخ می نمایی آفتاب آید برون
ای که چون رخ می نمایی آفتاب آید برون
آنقدر مستی که از چشمت شراب آید برون
زلفکانت خود حجابی بر نگاهت می کشد
وای از آن روزی که زلفت از حجاب آید برون
آنکه می گوید دوای عالم از بی بند و باری شد خراب
گیسوانت را رها کن خود خراب آید برون
آنکه می گوید صبوری کن بهشت از آن ماست
هر کجا رخ می نمایی با شتاب آید برون
زاهد از اندوه رسوایی به رخ دارد نقاب
ورنه پیش دیگران خود بی نقاب آید برون
گویا در خواب غفلت مانده اند اصحاب کهف
پس تو رخ بنما که این عالم ز خواب آید برون
آنقدر مستی که از چشمت شراب آید برون
زلفکانت خود حجابی بر نگاهت می کشد
وای از آن روزی که زلفت از حجاب آید برون
آنکه می گوید دوای عالم از بی بند و باری شد خراب
گیسوانت را رها کن خود خراب آید برون
آنکه می گوید صبوری کن بهشت از آن ماست
هر کجا رخ می نمایی با شتاب آید برون
زاهد از اندوه رسوایی به رخ دارد نقاب
ورنه پیش دیگران خود بی نقاب آید برون
گویا در خواب غفلت مانده اند اصحاب کهف
پس تو رخ بنما که این عالم ز خواب آید برون
- ۲.۸k
- ۰۸ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط