با حسِ ویرانی بیا

با حسِ ویرانی بیا
تا بشکند دیوارِ من...

#افشین_یداللهی
دیدگاه ها (۱)

گم شدهر کهبه دنبال تو گشت#علیرضا_روشن

همیشه که اتفاق ها افتادنی نیستندگاهی هم اتفاق گرفتنی ستمرا د...

عشق همان منحنی ناگهانی بود که بر صورتم نقش بست وبه هیچ تعبیر...

شوق منچندین برابر میشود با دیدنتوای مندیوانه ام دیوانه ی خند...

نازم آن مشتیکه فرق زورمندان بشکندنازم آن دستی که دست زورمندا...

اگر در میان دست‌هایمان دیوار کشیدند، تو به آغوش خیال بیا …

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط