غزل غزل دوباره از تو می گویم

غزل غزل دوباره از تو می گویم
نفس نفس حریم وصل تو را می جویم
من از تبار گناهم و سر به پا تقصیر
هوای کوی تو دارم چنین کنم تعبیر
کسی که داغ یتیمان کوفه را می خورد
و شبانه به دوش خویش کیسه نان می برد
کسی که چاه بود همدم نفسهایش
و استخوان به گلو خار بین چشمانش
اگر چه غرق گناهم ولیک اوست رحیم
به ما نگاه کن ای جان چه خوب یا که بدیم
تو ای ستون جهان ای حقیقت هستی
تو از سلاله نوری مرا پدر هستی
نگین سبز نجف پادشاه مظلومان
سلام بر تو علی جان هم از دل و هم جان

عیدتون مبااااااااااااااااارک :)
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

نمیبخشمت p.23

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۸: انفرادیجونگ‌کوک نفس عمیقی کشید، هرچند ...

Covenant of Blood and Silk

چند پارتیپارت ۳لرزشِ خفیفی در دستانِ جونگکوک پیچید، اما نه ا...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت19صدای برخورد سن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط