یه زمانی آرزوم این بود:

یه زمانی آرزوم این بود:
پادشاه بشم ، به نوکرام بگم واسم تخمه بشکونن ، من بخورم
تا اینکه مزمز با هزار تومن اومد گند زد تو آرزوم
دیدگاه ها (۵)

تو رشت یه خانم با ماشین، این شکلی زد به یه مرد موتور سوار و ...

نمی دونم وقتی این مدل خبر هارو می شنوم باید خوشحال بشم یا نا...

راحله واست میجنگم تا به پیروزی تو برسم این پیروزی یه عمر واس...

واست دعا میکنم.

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۴: بخشی از آزمونجونگ‌کوک همین‌جوری که داش...

پارت سیزدهم شب کنار ساحل نشستیم.سرم رو روی شانه‌ی جونگکوک گذ...

کپشن مهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط