شهریور عاشق انار بود

شهریور عاشق انار بود..
اما هیچ وقت حرف دلش رابه انار نزد…
آخر انار شاهزاده ي باغ بود
تاج انار کجا و شهریور کجا!
انار اما فهمیده بود
می خواست بگوید او هم عاشق شهریور است،
اما هر بار تا میرسید فرصت شهریور تمام می‌شد…
نه شهریور به انار می‌رسید
و نه انار می توانست شهریور را ببیند؛
دانه هاي‌ دلش خون شد و ترک برداشت
سالهاست انار سرخ است،
سرخ از داغی و تندی عشق…
و قرن هاست شهریور بوی پائیز می‌دهد!
دیدگاه ها (۰)

همیشه رفتن رو قسمتایی از برف که تازه رو زمین نشسته و هنوز رد...

کمی تحمل کن ؛دردهایی را که هربار با سماجتِ بیشتری قلبِ آرامش...

و روزگاری رسید که آدم‌ها از هم فاصله گرفتند.کمتر به دیدار هم...

وَ من به یکباره یاد گرفتم دیگر کسی رو دوست نداشته باشَم؛باری...

My Vampire Mate Season 2 part : 8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط