رفت آن سوار کولی ! با خود تو را نبرده ....

رفت آن سوار کولی ! با خود تو را نبرده ....

شب مانده است و با شب تاریکی فشرده ....

کولی ! کنار آتش , رقص شبانه ات کو ....

شادی چرا رمیده .... آتش چرا فسرده ....

رفت آنکه پیش پایش دریا ستاره کردی ....

دستان مهربانش یک قطره ناسترده ....

می رفت و گرد راهش , از دود آه تیره .....

نیلوفرانه در باد , پیچیده تاب خورده ....

سودای همرهی را گیسو به باد دادی ....

رفت آن سوار و با خود یک تار مو نبرده !



..... سیمین بهبهانی .....
دیدگاه ها (۱۰)

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

رفت آن سوار کولی با خود تو را نبردهشب مانده از تو باشد تاریک...

رفت آن سوار کولی با خود تو را نبردهشب مانده است وبا شب تاریک...

رفت آن سوار کولی باخود تورا نبردهشب مانده است و باشب تاریکی ...

رفت آن سوار، کولی! با خود تو را نبرده!شب مانده است و با شب، ...

رفت آن سوار کولی با خود تو را نبردهشب مانده است و با شب، تار...

رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده، شب مانده است و با شب، ت...

رفت آن سوار کولی با خود تو را نبردهشب مانده است و با شب، تار...

رفت آن سوار کولی با خود تو را نبردهشب مانده است و با شب، تار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط