به نام خدا می نویسم برای مادرم ...
به نام خدا می نویسم برای مادرم ...
می نویسم برای دستی که با طناب بسته شد ...
و غیرتی که بین در و دیوار سکوت محبوس شد ..
می نویسم برای مادر ، همان که مادری می کرد حتی برای پدرش
همان که زیاد دعا می کرد ، حتی برای همسایه اش
می نویسم برای مادری که دعا کرد برای خودش ، اونم یک بار
از خدا خواست که برساند برایش مرگ ، فقط این بار
آری باران ببار ، چشمان حسین هم میبارد
و قلب زینب که میسوزد و میسازد
می نویسم از آقایی که در کوچه بود و نشد هوای مادرش را داشته باشد
آخه نمی شد ، قدش کوچیک بود ، شاید او دیگر از کابوس کوچه ، خواب نداشته باشد
می نویسم از علی ، از مظلومیتی که داشت
خدا می داند برایش سکوت ، چه مصیبتی داشت ..
آری مادر ، عید است و تو بیماری
مگر میشود عید داشت وقتی تو بیماری
مادر کاش بغض من هم پاره شود این بار
شاید با یاد تو شود اشکم، دوای هر بیماری
مادر عیدت مبارک و لباس نو ام مشکی است این بار .... فقط این بار
عیدت مبارک. ..
بچه ها ببخشید متن یه کم ناراحت کننده است ...عیدتون مبارک سال خوبی داشته باشین.
می نویسم برای دستی که با طناب بسته شد ...
و غیرتی که بین در و دیوار سکوت محبوس شد ..
می نویسم برای مادر ، همان که مادری می کرد حتی برای پدرش
همان که زیاد دعا می کرد ، حتی برای همسایه اش
می نویسم برای مادری که دعا کرد برای خودش ، اونم یک بار
از خدا خواست که برساند برایش مرگ ، فقط این بار
آری باران ببار ، چشمان حسین هم میبارد
و قلب زینب که میسوزد و میسازد
می نویسم از آقایی که در کوچه بود و نشد هوای مادرش را داشته باشد
آخه نمی شد ، قدش کوچیک بود ، شاید او دیگر از کابوس کوچه ، خواب نداشته باشد
می نویسم از علی ، از مظلومیتی که داشت
خدا می داند برایش سکوت ، چه مصیبتی داشت ..
آری مادر ، عید است و تو بیماری
مگر میشود عید داشت وقتی تو بیماری
مادر کاش بغض من هم پاره شود این بار
شاید با یاد تو شود اشکم، دوای هر بیماری
مادر عیدت مبارک و لباس نو ام مشکی است این بار .... فقط این بار
عیدت مبارک. ..
بچه ها ببخشید متن یه کم ناراحت کننده است ...عیدتون مبارک سال خوبی داشته باشین.
- ۱.۷k
- ۲۹ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط