تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق،

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق،
تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق،




که نامی خوش‌تر از اینت ندانم.

وگر – هر لحظه – رنگی تازه گیری،

به غیر از زهر شیرینت نخوانم.

تو زهری، زهر گرم سینه‌سوزی،

تو شیرینی، که شور هستی از توست.

شراب جام خورشیدی، که جان را

نشاط از تو، غم از تو، مستی از توست.

بسی گفتند: – «دل از عشق برگیر!

که: نیرنگ است و افسون است و جادوست!»

ولی ما دل به او بستیم و دیدیم

که او زهر است، اما … نوشداروست!

چه غم دارم که این زهر تب‌آلود،

تنم را در جدایی می‌گدازد
دیدگاه ها (۲)

کــﺴــے ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻡ ڪـه ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﺮﺍﯾﻢ ڪﺴﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﻧﮕﺎﻫﻢﺩﻧﺒﺎﻝ ڪــﺴﯽ ...

یکی از تفریحات ناسالمی که دارم.اینه:هر وقت میریم ﺷﻬﺮﺑﺎﺯﯼ ﭼﻨﺪ...

تاج از فرق فلک برداشتن جاودان آ...

گـآهـی اونـقـد حـرف دآری کـه وقـتـی مـیخـوآی بگـی تو گـلوت گ...

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر از اینت ندان...

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق ...که نامی خوش تر از اینت ند...

زهر شیرین تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر ...

زهر شیرین تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر ...

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر از اینت ندان...

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق،که نامی خوش‌تر از اینت ندانم...

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر از اینت ندان...

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر از اینت ندان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط