khiyanat duroqhin

khiyanat duroqhin
𝚙𝚊𝚛𝚝2
که همون لحظه
دستی روی رون پام احساس کردم
اههه لعنتی
کسی در گوشم زمزمه کرد
؟.. تکون نخور کوچولو اگه قول بدی خوب ناله کنی زودی ولت میکنم(بم خش دار)
🧠هه احمقی چیزی داداش؟
ا/ت.. ولی من تضمین نمیکنم بعد اینکه دستتو برداشتی زنده بمونی خود دانی
؟.. مرگشم شیرینه حداقل استفادمو میکنم (خمار)
ا/ت.. هرطور راحتی
که دستشو گرفتمو پیچوندم هه خیلی احمق و عوضیی کل بار و صدای اون گرفته بود
اه لعنتی گوشم
صداش ازار دهنده بود پس یه کلت از بغل توی کمربندم برداشتم و بنگ خلاص شدی داشم
همه پوزخند میزدن و میخندیدن چون توی هیچ مهمونی نرفتم و کسی از مافیا ها منو ندیده بودن هووووف
ا/ت.. جنازشو جمع کنید هرکی دوست داره سرنوشتش بشه مث این ک*ص*م*غ*ز باشه عیبی نداره بیاد جلو ببینم
یه دختر اومد جلوو
🧠 وایی بیخیال بابا تو هنوز بچه ای
×خاله... هق ... بابام میخواد سر من .. هق .. شرط بندی کنن تروخدا نجاتم بدههه
راستش توی این پنج سال و خورده ای این اولین باری بود که دلم برای یکی میسوخت پس رفتم جلو و دست دختره رو گرفتم و کشیدمش سمت خودم
ا/ت.. پدر این بچه کیه یالا(عربده)
_م... من.... منم(استرس و ترس)
ا/ت.. سرش چقدر شرط بندی میکنی
_پونصد یوون
ا/ت.. اینم پنج هزارتا سیک کن (داد و دارک).
که پدرش میاد جلو تا پول و بگیره
که با زمزمه در گوشش پچ زدم:
حق دیدنشم نداری(دارک و بم عصبی)
_خیلی ممنون واقعا ممنونم
و رفت
هه خیلی بابای احمقی داشت دست دختر و گرفتم و نشستیم براش یه کیک گرفتم و گفتم بشینه سفارشایی که دادم و اسکن کردمو از حسابم کم کرد
دست اون دختر و گرفتم و از اون بار بیرون رفتیم
بردم توی ماشین و شروع کردم به روندن
×خاله خیلی ممنونم
ا/ت.. کاری نکردم کوچولو فقط میتونم اسمتو بدونم
×دیانا اسمم دیاناست
ا/ت.. اسمت خیلی قشنگ و نازه خب کوچولو صبر کن
ماشین و زدم کنار و وایستادم
بهش نگاه کردم
اوووم واقعا خوشگله موهاش نارنجی طلایی و صورت گندمی زیبایی داره با اون کک و مک ها زیبا ترم شده
ا/ت.. خب میخوام ببرمت خونه خودم خوب؟
اونجا قانون داره به قوانین خوب گوش میکنی چون دختر خوبیی نمیخوام تنبیه بشی اوکی؟
×بله قوانین هرچی باشه قبول میکنم
ا/ت.. خوبه قانون اول دست به کارها نمیزنی چون توی عمارت ندیمه هست
قانون دوم به من ربطی نداره کلاس چندمی ولی باید مدرسه ات و بری و درستو بخونی و نمرت عالی باشه
قانون سوم به بابا بزرگ احترام میزاری
قانون چهارم تو کارای من دخالت نمیکنی
قانون پنجم بدون اجازه من بیرون نمیری و هرکی بهت چیزی گفت فقط به خودم میگی حتی اگه اونا دوستات باشن
قانون ششم هرچی خواستی به من یا خاله بورام میگی
قانون هفتم موهاتو خودم شونه میکنم
قانون هشتم اگه بلدی حمام بری چه بهتر اگه بلد نیستی به یکی از ندیمه ها میگی
قانون نهم به سگم نزدیک نشو حداقل وقتایی که من هستم میتونی بری پیشش
قانون دهم دیگه دستت به این لباسا نمیخوره هرچی هم خواستی لیست کن فردا میریم خرید
قانون یازدهم دوست یا رفیق پسر به هیچ عنوان نداری و با پسرا هم کلام نمیشی مگه اینکه قبلش بهم خبر بدی
و اخرین قانون اگه از هر کدوم اطاعت نکنی به شیوه خودم تنبیهت میکنم
×ممنونم خانوم میتونم اسمتون و بدونم
ا/ت.. مینجی ام اما اسم مستعارم مینجیه
×امم میشه اسم اصلی تون و بدونم؟
ا/ت.. ا/ت هستم
×واوو چه اسم زیبایی خاله...
ا/ت.. دیگه نگو خاله نیاز نیست رسمی باشی هر چی خواستی میتونی صدام کنی
🧠اهه باورم نمیشه دارم ک*ص*خ*ل یه بچه میشم
×خانوم بابابزرگ کیه؟
ا/ت.. بابابزرگ من هستن کیم ته_اون
×خیلی ممنون یه سوال دیگه ، توی قوانین که داشتید میگفتین
فک کنم اشتباه شنیدم گفتین عمارت درسته؟
ا/ت.. درسته عمارت گفتم
×یه سوال دیگه شغلتون چیه
ا/ت.. من خب چطور بگم امم بهتره ندونی
×مافیا هستین؟(اروم)
ا/ت.. خب اره و توهم باید مینجی صدام کنی چون دوست ندارم کسی اسم واقعیم و بدونه
×چشم
ا/ت.. خوب بریم
نه وایستا تاریخ تولدت هم بگو
×اممم خوب من تولدم همین دیشب بود و رد شده و ۱۲ سالمه
ا/ت.. پس جشن گرفتن واست درسته؟
دیدگاه ها (۵)

khiyanat duroqhin𝚙𝚊𝚛𝚝3×راستش کادو تولدم این بود که بابام قما...

khiyanat duroqhin𝚙𝚊𝚛𝚝4بورام هم از بالای نرده های اتاق بهش خی...

khiyanat duroqhin𝚙𝚊𝚛𝚝1از نوشته های:𝗠𝗔𝗛𝗦𝗔#ویو_ا/تپنج سال از ا...

خودش میدونه با کیم!!🤗❤

khiyanat duroqhinاز نوشته های:𝗠𝗔𝗛𝗦𝗔𝚙𝚊𝚛𝚝7بعد چند مین داداشش م...

khiyanat duroqhin𝚙𝚊𝚛𝚝6ا/ت.. ماشینو ببر داخل پارکینگ و وسایلم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط