شهریور....

شهریور....
این ته تغاری نازک نارنجی افتاب....
رسید.... نیامده سر ناسازگاری گذاشته است...
گرچه در کوله اش گرما دارد و افتاب... اما هنوز نیامده ....
میخواهد بگوید..که از جنس پاییز است.. با خودش بادها را میاورد..یکه تازی میکند...
شهریور از دیر باز حامل شکوفه های پاییزی بوده..
شکوفه هایی به رنگ...سرخ.زرد.نارنجی.. شهریور....تمام افتاب را تقدیم پاییز میکند....
این ته تغاری بازیگوش با احساس...
دیدگاه ها (۷)

تو نیستیو نمی دانی که نگاهت نبض تمام شعر های من است و واژه ه...

'ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﺷـــــﺮﻡ ﻣﯿﮑﻨﻢ!! ﮔﺎﻫﯽ ﻣﯿﺨــــﻮﺍﻫﻢ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻧﺒﺎﺷ...

اینجادر مساحت منزنی هست که محیطشاگر به وسعت آرامش مکه نباشدک...

نگرانم !‌ ولی چه باید کرد عشق ، دلواپسی نمی فهمد درد من ، خط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط