اگر روزی خواستی گریه کنی

اگر روزی خواستی گریه کنی
مرا صدا بزن
قول نمی دهم بتوانم بخندانمت
ولی می توانم با تو بگریم
اگر روزی برآن شدی که بگریزی
در این که مرا صدا بزنی
هیچ درنگ مکن
قول نمی دهم
از تو بخواهم که بمانی
ولی می توانم با تو بگریزم
اگر روزی نمی خواستی
با کسی سخنی بگویی
مرا صدا بزن
تا با هم سکوت کنیم
ولی اگر روزی
مرا صدا زدی
و من پاسخت ندادم
به نزد من بشتاب
زیرا قطعاً
من به تو نیاز خواهم داشت...

#ستایش_قلب_سربی
دیدگاه ها (۰)

شـاید پاییزحکایتِ عشقِ زنجیروارِبرگ‌هاستهرکدام به خاطرِ دیگر...

در دلم می آیی و هی بیقرارم می کنی نا امیدم من ؛ چرا امیدوارم...

گر هیچ مرا در دلِ تو جاست، بگوگر هست بگو، نیست بگو، راست بگو...

مهر کسی به سینه‌ی من جا نمی‌شود "من" باکسی به غیر تو هم "ما"...

باکی از مرگ نداشتم و باکم خالی بود میان مسیری که بازگشتی داش...

فرشته کوچولو.....پارت ۴

در دنیای سلطنت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط