دلتنگی

دلتنگی
هربار
به طریقی
خود را
به رخ می کشد:

یک بار
گلدان بلور را می شکند

یک بار
کلید ها را جا می گذارد در خانه

یک بار
دیر می رسد به کلاس

و یک بار هم
بی حوصله قدم می زند
در پارک این حوالی...
دیدگاه ها (۱)

شیونِ استخوان‌سوزِ بهرامِ محمدیمرگِ امیدِ نوجوان‌ها | انهدام...

زنی که در رمان حضور دارد، برای رسیدن به مرد مورد علاقه‌اش له...

و امیدقشنگترین باور انسان است...

• ─────『 ✦ 』───── •بهرام محمدی؛ فرمانروایِ نَفیرِ تطهیر(دیده...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❻𝘾𝙖𝙧𝙥𝙚 𝙙𝙞𝙚𝙢✮ ⋆ ˚。𖦹 ⋆。°✩✮ ⋆ ˚。𖦹 ⋆。°✩✮ ⋆ ˚。𖦹 ⋆。°✩او...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

﷽⚫درد مشترک...▪️ من مُشتی سنگ و خاکم، سوت و کور و بی‌زائر، ا...

بهرام محمدی؛ دکترینِ عشقِ مطلق (معمارِ هندسه‌یِ قدرت)• ─────...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط