« دردِسر می‌شد

« دردِسر می‌شد
وگَرنه دردِ دل بسیٰار بود »
-بافقی🌱💚
دیدگاه ها (۰)

عاقـل درد فراق ندارد و عقل در این وادی لایعقل است؛از عشـق با...

این عشق چو بارانست ما برگ و گیا ای جانباشد که دمی باران بر ب...

« زندگی شطرنج با جبر است تا پایان عمرانتخابت را بکن! یا مات ...

چشم  ما  در  پیِ  خوبانِ  جهان  خواهد  بود،تا  جهان  باقی  و...

درد دل با کس نگفتم ، درد من گفتن نداشت ؛خنده بر لب می‌زدم هر...

گاهی اون‌قدر بی‌توجهی می‌بینی که تصمیم به رفتن می‌گیری…نه از...

با بعضیاتون که درد و دل میکنم واقعا از ته دل می خوام که کاش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط