وقتی چشمانم را

وقتی چشمانم را
روبروی تو باز می ڪنم
چیزی جز زیبایی نیست
تمام ذهنم جذب زیبایی تو می شود
حیاط شعرم آڪندہ از
گل‌های معلق میان زمین و آسمان
در حال چرخش هستند
صورت تو را ڪه نوازش می ڪنم
دستانم بوی عشق می گیرد
در دلم غوغایی برپاست
ضربان قلبم
با نفس‌هایت همسان می شوند
و من در شفافیت چشمانت
غرق می شوم
تو مثل نیلوفر
در تمام لحظه هایم پیچیده‌ای
تا عطر خوش تنت در آغوشم بتازد

فــــــsheybanـــــــؤاد

‌‌‌
‌‌‌‌‌    ‌‌
دیدگاه ها (۰)

بانو جان ؛امشب دستانت را با جمله ی «دوستت دارم»بر گَردنم حلق...

می خواهمت برای روزهای ابتدای پاییز...عاشقت می شوم در تک تک ج...

پنجشنبہ هادر ایوان آرزوهایمبہ تمناے یڪ نگاہ با چترے از واژه‌...

شب شد...ماه را بوسیده امخیال پریشانم  را شانه زده امگلدان ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط