پل ورلاین منمن دوستت دارم

(پل ورلاین من....من دوستت دارم!

علامت ورلاین: +
علامت ریمبو: @

✩。:•.───── ❁ - ❁ ─────.•:。✩


مکان:بار~ ساعت 00:00 شب

بار مثل همیشه شلوغ بود .....اما ریمبو به اون شلوغی ها اهمیت نمیداد...بی حوصله سرش رو روی میز گذاشت ....انقدر نوشیدنی خورده بود که گونه هاش سرخ شده بود~
سرش درد میکرد و ناراحت بود اما دلیل ناراحتی ش چی بود؟...با پرنس مو طلایی دعواش شده بود و بخاطر همین حوصله ی هیچکس رو نداشت !

شیشه شراب دیگه ای برداشت و سر کشید و سرش رو روی میز گذاشت که دستی رو روی سرش حس کرد سریع سرش رو بلند کردن و با دیدن پرنس مو طلایی ش ذوق کرد ولی سعی کرد نشون نده~

+پاشو بریم

@من باهات هیجا نمیام !....بازم شراب میخوام

ریبمو شیشه شراب رو برداشت و سر کشید ...ورلاین کلافه شد و دست ریمبو رو گرفت و کشون کشون از بار رفتن بیرون...ورلاین محکم تر دست ریمبو رو گرفت و توی خیابون های خلوت قدم میزدن

@ولم کن...بزار برم...ازت متنفرم..

ریمبو سعی کرد دستش رو از تودستش ورلاین بیرون بکشه اما فایده نداشت ...ورلاین خیلی محکم دستشو گرفته بود
ورلاین که خیلی عصبی شده بود....رینبو رو بردن سمت دیوار و به دیوار جسبوندنش و صورت ش رو به صورت ریبمو نزدیک کرد

+ولت نمیکنم خب؟؟؟....انقدر نرو رو اعصابم وگرنه...

@ولم کن....وگرنه چی؟....

صورت هر دو سرخ شده بود....ورلاین دیگه طاقت نیاورد و ل...ب هاش رو روی ل...ب های ریمبو گذاشت و اروم بوسیدش ...این بوسه بعد از چند دقیقه قطع شد...و هر دو نفس نفس میزدن ...قلب هاشون تند تند میزد
ریمبو در حالی که نفس نفس میزد چشماش رو بست و بلند داد زد:

@پل ورلاین ...من دوستت دارم....
دیدگاه ها (۴)

دوستان گلم اگه تکپارتی درخواستی خواستید تو کامنت ها بگید بر...

(تچ..بیا دوست باشیم رانپو!)یه بعد از ظهر زیبا بود .....رانپو...

(اما تو قول دادی بودی دازای.....! )*فلش بک به چند سال پیشیه ...

سناریو سانزو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط