#سناریو

#سناریو
وقتی لپشو بوس میکنی
نامجون: حس دلنشینی داشت چاگیا

جین: صبر کن باید مورد عصابت بوس های پروازی من قرار بگیری

یونگی: لعنتی کیوت قلبم قیلی ویلی شد

هوسوک: ات این دزدی محسوب میشه
ات: هااا

جیمین: تلوخودا ی بار دیگم بوشم کن

تهیونگ: لعنتی من اینجارو
میخواستم(اشاره به لبش)

کوک: خودتو کنترل کن کوک الان وقت خوردنش نیس
دیدگاه ها (۴)

#سناریووقتی از مدرسه اخراج میشی (ب عنوان پدر)نامی:اصلااا ب م...

#سناریووقتی جلو خانوادت میبوستدنامی: اوفف ا.ت تو چقدر شیرینی...

#سناریو وقتی به زایمانت نمونده و تو استرس داری نامجون: آروم ...

#سناریو وقتی بعد چند سال سخت بهم می‌رسیدنامجون: باورم نمیشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط