اول روضه می رسد از راه....
اول روضه می رسد از راه....
قد بلند است و پرده ها کوتاه...
آه از آنشب که چشم من افتاد...
پشت پرده به تکه ای از ماه....
بچه ی هیأتم من و حساس....
به دو چشم تو و به رنگ سیاه...
مویت از زیر روسری پیداست....
دخترِه...، لا اله الا الله....
به «ولا الضالین» دلم خوش بود....
با دو نخ موی تو شدم گمراه....
.
چشمهایم زبان نمی فهمند....
دین ندارد که مرد خاطرخواه....
چای دارم می آورم آنور.....
خواهران عزیز، یا الله....
سینی چای داشت می لرزید....
می رسیدم کنار تو... ناگاهـ..
پا شدی و شبیه من پا شد....
از لب داغ استکان هم آه....
وای وقتی که شد زلیخایم....
با یکی از برادران همراه.....
آی دنیا، همیشه خرمایت...
بر نخیل است و دست ما کوتاه..
قد بلند است و پرده ها کوتاه...
آه از آنشب که چشم من افتاد...
پشت پرده به تکه ای از ماه....
بچه ی هیأتم من و حساس....
به دو چشم تو و به رنگ سیاه...
مویت از زیر روسری پیداست....
دخترِه...، لا اله الا الله....
به «ولا الضالین» دلم خوش بود....
با دو نخ موی تو شدم گمراه....
.
چشمهایم زبان نمی فهمند....
دین ندارد که مرد خاطرخواه....
چای دارم می آورم آنور.....
خواهران عزیز، یا الله....
سینی چای داشت می لرزید....
می رسیدم کنار تو... ناگاهـ..
پا شدی و شبیه من پا شد....
از لب داغ استکان هم آه....
وای وقتی که شد زلیخایم....
با یکی از برادران همراه.....
آی دنیا، همیشه خرمایت...
بر نخیل است و دست ما کوتاه..
- ۱.۳k
- ۱۵ دی ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط