در آغوشم بگیر

در آغوشم بگیر

آن چنان خسته ام

که حتی افقهای نگاهم نیز گم می شود

در این هوای دلگیر

مرا محکم بفشار

برای زندگی تهی از هیجانم لازم است یک فشار

به من ببخش نوازش یک دست را

با تصنیف دوستت دارم لبهای شیرینت

و مرا نوازش بده در این ایام

با یاد دلنشینت

بگذار من نیز

انگشت خود را روی لبهای تو بگذارم

تا دریابی چه قدر دوستت دارم.
دیدگاه ها (۵)

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

نمیبخشمت p.23

هم آغوش …در آغوشم بگیر …آن چنان خسته امکه حتی افقهای نگاهم ن...

هم آغوش …در آغوشم بگیر …آن چنان خسته امکه حتی افقهای نگاهم ن...

در آغوشم بگیرآنچنان خسته ام که حتی افق های نگاهم نیز گم می ش...

در اغوشم بگیر ... آن چنان خسته ام که حتی افق های نگاهم نیز ...

درآغوشم بگیرباور کن آنچنان خسته ام که حتی افق های نگاهم نیز ...

آرام بیا در آغوشم ، بگذار احساس کنم که تو در کنارمی…لبت را ب...

صدایم کن ، که صدایت آرامش وجود من است !نگاهم کن ، که درون چش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط