VAMPIRE

VAMPIRE
Part 2۶
(دو هفته بعد)
ویو هیونجین
کلافه به گوشیم نگاه کردم که اسم بابام رو داشت نشون میداد آیکون سبز رو به سمت راست کشیدم و گوشی رو گرفتم کنار گوشم
_الو(کلافه)
پ.ه:یبار نشد تو درست جوابمو بدی؟
_میشه حرفتو بزنی بابا کار دارم
پ.ه: میخواستم درباره همسرت ازت بپرسم
_خب.......
پ.ه: سویون گفت اون دختری که از دستت دزدیده بود زنت بوده درسته؟
_اره درسته حالا چیشده که از اون روز الان بهت گفته؟
پ.ه: چون تا الان حرف نمیزد چرا بهم خبر ندادی که ازدواج کردی؟
_فکر کردم که لازم نیست بگم
پ.ه: امشب بیا اینجا تا حداقل قبل از مرگم عروسمو ببینم
_فکر کنم هنوز برا مُردنت زود باشه
پ.ه: پسره ی.....
_دیگه قطع میکنم (گوشیو قطع کرد)
(صدای در زدن)
_بیا داخل
×خسته نباشی
_ممنون بیا بشین
×سرت شلوغه؟
_خیلی نه چیزی شده؟
×نه اتفاق خاصی نیافتاده فقط میخواستم بگم میشه بریم دکتر؟
_حالت بده؟
÷اره
_یه چند تا برگه هست اونارو که امضاء کنم میریم
×باشه
ویو ا/ت
از اتاق کار هیونجین اومدم بیرون و در رو بستم.....چند دقیقه پیش که جواب مثبت بیبی چک رو دیده بودم استرس کل بدنمو گرفته بود این امکان نداره من چطور میتونم از هیونجین باردار باشم؟ باید یجوری راضیش کنم که بچه رو سقط کنیم من هنوز برای مادر شدن آماده نیستم مخصوصاً اگر اون بچه بچه ی هیونجین باشه.......
ویو هیونجین
بعد از تمیز کردن میزم رفتم بیرون که دیدم ا/ت نشسته روی مبل و منتظرمه
_ا/ت!
×ک...کارات تموم شد؟
_اره آماده ای؟
×اوهوم
_باشه پس چرا نشستی بلند شو بریم
×ب..باشه
_خوبی؟
×خوبم فقط از دیروز حالت تهوع دارم(لبخند بی جون)
رفتیم و سوار ماشین شدیم و راه افتادیم سمت بیمارستان وقتی رسیدیم نشستیم روی صندلی توی راهرو تا نوبتمون بشه کمی بعد اسم ا/ت رو صدا زدن......
(صدای در زدن)
دکتر: بفرمایید داخل
×سلام
_سلام
دکتر: سلام خیلی خوش اومدین لطفاً بشینین....


دکتر: خب مشکلتون چیه؟
×راستش از هفته ی قبل حالت تهوع دارم و فکر میکنم که باردارم و برای تست اومدم
ویو هیونجین
بعد از اینکه کلمه ی باردار رو شنیدم سریع چشمامو دادم به ا/ت، چرا اول این موضوع رو به من نگفت و سریع خواست بیاییم بیمارستان؟
این موضوع توی همین چند دقیقه انقدر ذهنمو درگیر کرده بود که متوجه نشدم چند بار اسممو صدا زدن
دکتر: آقای هوانگ(صدای نسبتاً بلند)
_ب...بله؟
دکتر: هم من و هم همسرتون چند بار صداتون زدیم حالتون خوبه؟
_خوبم
دکتر: شما باید اینجارو امضا کنین
_برای چی؟
دکتر: مثل اینکه متوجه ی گفتگوی من و همسرتون نشدین
_میشه انقدر کشش ندی؟(سرد و جدی)
دکتر: خب همسرتون میخوان تست بارداری بدن شما راضی هستین؟
_(نگاهی به ا/ت کرد) اره

ادامه دارد🦇.............
دیدگاه ها (۳۲)

VAMPIREPart 27ویو ا/ت بعد از اینکه چند تا آزمایش انجام دادم ...

VAMPIREPart 28پرش زمانی ویو ا/ت ادکلنی که هیونجین برام خریده...

VAMPIREPart 25ویو هیونجین هنوز دست ا/ت توی دستم بود و سعی می...

VAMPIREPart 24ویو ا/ت با صدای آلارم گوشی از خواب بیدار شدم ن...

پارت ۵:(ویو کوک)صدای کلید اومد رفتم پایین دیدم مامان و بابا ...

خوشت نمیاد نخون . گزارش هم نکنسناریو هنتای از اوروگیتک پارتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط