مسیر رسیدن بهت

مسیر رسیدن بهت
مثلِ بازی مار و پله بود
اما تو به جای اینکه کمکم کنی که زودتر برسم بهت
شدی اون ماری که منو نیش میزد..
من میسوختم و
برمیگشتم خونه ی اول!
دیدگاه ها (۱)

تو شعرهایم را نمی خوانیبی شک اما روزی دخترتعاشقانه های زنی ر...

#داستان_کوتاهمهم نیست که باید امروز دنبال دخترم میرفتم و نرف...

امکان ندارد کسی تو را بیشتر از من دوست داشته باشد...!اصلاً ح...

همیشه دست میگذاریم روی آدمهایی کهاز فرسخ ها معلوم است که آدم...

PART.2روز بعد. عمارت در سکوت سنگینی بود.«بعد از ملاقات شبانه...

برده عمارت جئون

تادام! کانگو کامل شد و راستی کانگو اینطوریه که اره این کانگو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط