مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

۱۴ خرداد، ساعت ۱۰ صبح.

۱۴ خرداد، ساعت ۱۰ صبح.
خنده‌داره نه؟
اینکه آدم بعضی تاریخ‌ها رو انقدر دقیق یادش بمونه،
انگار همون لحظه یه چیزی توی قلبش آروم جابه‌جا شده.
شاینا،
تو شبیه آدمایی نبودی که یهو میان و یهو هم میرن.
تو آروم‌آروم شدی قسمتی از روزام.
از اون مدل آدمایی که وسط شلوغی زندگی،
فقط با اومدن اسمشون دل آدم نرم میشه.
نمی‌دونم چجوری توی فقط یک ماه،
اینقدر بهت عادت کردم.
به حرف زدنامون،
به خندیدنامون به چیزایی که میگیم
به اون حس قشنگی که بعد هر پیام ازت توی دلم می‌مونه.
بعضی وقتا خودم می‌مونم چطور ممکنه یه نفر
تو این مدت کم،
اینقدر واقعی و مهم بشه.
تو شبیه آرامشی بودی که نمی‌دونستم انقدر لازممش.
شبیه آهنگی که آدم نصف شب بی‌دلیل پلی می‌کنه چون دلش فقط همونو می‌خواد.
و حقیقتش؟
از همون ۱۴ خرداد، ساعت ۱۰ صبح،
یه قسمت از قلبم دیگه مثل قبل نشد.
مرسی که اومدی.
مرسی که این مدت کوتاهو اینقدر قشنگ کردی.
مرسی که باعث شدی دوباره بعضی حسا توی دلم زنده بشن.
و اگر یه روزی ازم بپرسن
«قشنگ‌ترین اتفاق این روزات چی بود؟» بدون شک فقط اسم تورو به زبون میارم ))
یک ماه گذشت و زندگیمو با وجودت روشن تر کردی 🐿️💕
@plirs
دیدگاه ها (۲۲)

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ دخ...

> بعضی وقتا آدم از عشق حرف می‌زنه، > ولی تهِ دلش می‌دونه عش...

دیدی آدم بعضی وقتا حتی خودش هم نمی دونه چشه این یعنی که تو آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط