برایم قصه میگوید صدای ساز تنهایی
برایم قصه میگوید صدای ساز تنهایی
که مانده پشت ابهامت دلم با راز، تنهایی
شکایت می کنم ازغم درون دادگاه دل
دوباره می برد با خود مرا سرباز ،تنهایی
شده همدم به شبهایم درودیوار این خانه
وساعت باز میخواند به دل آواز، تنهایی
تولد یافت در فصل بهارم عشق بی رنگی
ندارد انتها انگار این آغاز ،تنهایی
چرا ای آسمان جایی نداری تا رها باشم؟
که با قلبی ترک خورده کنم پرواز ،تنهایی
که مانده پشت ابهامت دلم با راز، تنهایی
شکایت می کنم ازغم درون دادگاه دل
دوباره می برد با خود مرا سرباز ،تنهایی
شده همدم به شبهایم درودیوار این خانه
وساعت باز میخواند به دل آواز، تنهایی
تولد یافت در فصل بهارم عشق بی رنگی
ندارد انتها انگار این آغاز ،تنهایی
چرا ای آسمان جایی نداری تا رها باشم؟
که با قلبی ترک خورده کنم پرواز ،تنهایی
- ۱.۸k
- ۲۴ شهریور ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط