تو...به من منت نهادی و خدایم شدی

تو...به من منت نهادی و خدایم شدی
تا بنده ات باشم....تا بندگی کنم برای تو...
من اما ایمان دارم که شنیده ای نجواهای سجده ام را...
که گفته ام :
«الهی و ربی من لی غیرک»
خدایا من که جز تو کسی را ندارم
تواگر دستم را نگیری اگر راه نشانم ندهی
و اگر یاریم نکنی برای بندگی
من کم می آورم،،،من زمین میخورم...
یاریم کن تا که شرمنده نباشم همانند فرزندی که مادرش را سپاس نمی گوید!
و شرمنده نباشم همانند مهمانی که میزبانش را سپاسگزار نباشد....
تو خودت گفته ای که از رگ گردن به من نزدیک تری...
واین یعنی فاصله ی بین من وتو هیچ است..
صفره صفر...!
همانگونه که مرا در آغوش کشیده ای...هوایم را داشته باش...
راهی نشانم بده که فاصله ی من و خشنودی توهم صفر شود....
نزدیک تر از نزدیک!
اصلا چه میگویم من؟؟؟؟؟؟
مگر میشود تو رب کسی باشی و هوایش را نداشته باشی ...؟؟
حالا من آمده ام...مگر میشود...رهایم کنی...مگرمیشود هوایم را نداشته باشی...
معبود من...
یاریم کن تا لایق رحمت و مغفرتت باشم....

#خدایا_من_تو_را_عاشقم
#التماس_دعا
دیدگاه ها (۳)

چی کار میکنی اگه تو یه لحظه،به خودت بیای و ببینی وسط کویر زن...

یک سلام و روز بخیربه عزیزای مهربونمیک سلام ازسرعشق ودوستی به...

این روزها نسخه فاصله گرفتن را می پیچم برای هر کسی که رنجم می...

خدایا دومین دعای لحظات ماه مبارک رمضان برای دوستانم اینست :ح...

پارت ۱۰چندین ماه بعد -*دارم توی راهرو های مقر پرت مافیا پرسه...

سناریو ساسونارو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط