من از خیال تو ، حس حضور می خواهم

من از خیال تو ، حس حضور می خواهم
دلم گرفته وسنگ صبورمی خواهم

قسم به عمق نگاهت، که دوستت دارم
تورا که خالصی وبی غرور ، می خواهم

بگیر سمت نسیم سحر، لبانت را
که ازتو، بوسه ی از راه دور می خواهم

بریز، آتش عشقی به قلب یخ زده ام
اسیر ظلمتم و ازتو نور می خواهم

برای ردشدن از سیم خاردار دلت
در انتظارم و رمز عبور می خواهم

خداکند که حسودان، ندیده باشندت
برای دشمن تو،چشم کور می خواهم

خیال را به حقیقت بدل کن وبرگرد
من از خیال تو، حس حضور می خواهم..
دیدگاه ها (۱)

یا حسین جان

شب جمعه است...هوایت نکنم می میرمیادی از صحن و سرایت نکنم می ...

باز من آمده ام مست غزلخوانی تو بر لبم حسرت یک بوسه ی طولانی ...

گفتمش گرمی آغوش تو غوغا داردگفت فریاد نگاهم همه را وا دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط