FATE

FATE
Part 17

ویو جونگ کوک

لباسی که کریستینا پوشیده خیلی بازه و بدنش رو به نمایش میزاره
میترسم امشب کاری دست خودش بده!

دیدم بلند شد و رفت سمت دستشویی و چند دقیقه بعد هم یکی از بادیگاردا رفت طرف دستشویی
از جام بلند شدم و از مهمونا معذرت خواهی ای کردم و رفتم سمت دستشویی

سریع در رو باز کردم که دیدم اون عوضی میخواد بهش تجاوز کنه که رفتم جلو و یقه اش رو گرفتم و سمت خودم کشیدمش و به صورتش یه مشت سنگین زدم که افتاد زمین
کریستینا با شک بهم نگاه میکرد

تا می‌تونستم این عوضی رو زدم به طوری که خون بالا اورد!

بالاخره دست از سرش برداشتم و کلافه و عصبی دستی به موهام کشیدم و به اون عوضی نگاه کردم و پوزخندی زدم
دست کریستینا رو گرفتم و از دستشویی اوردمش بیرون و بردمش سمت اتاق خودم

در اتاق رو باز کردم و هولش دادم داخل:
تا نیومدم از اتاق بیرون نرو فهمیدی؟

شکه شده گفت:
با..باشه

و بعد رفتم بیرون و به ساعت نگاهی کردم
ساعت ۱۲ بود
وقتشه که مهمونی رو تموم کنم!
رفتم پایین و با مهمونا کمی حرف زدم و با ماشین هاشون همراهی شون کردم و بعد برگشتم توی عمارت و رفتم طبقه بالا

در رو باز کردم و دیدم که کریستینا روی تخت نشسته و سرش پایینه و داره با دستاش ور میره

وقتشه که این دختر رو تنبیه کنم
این ۴ ماه رو با فکر ضربه زدن داخل این دختر گذروندم ولی الان وقته عمله!
دیدگاه ها (۳)

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

سیلام 🎀🧸 بریم برای پارت گذاری ؟بزن بریممممممویو«نامجون»با صد...

╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 157♡⁠。⁠)⁩روز سوم بي...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . .◟- #ParT_13 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄سمت ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

" ویو کوک "صبح از خواب بیدار شدم و به روزی که اصلا دلم نمیخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط