بازی درخون
بازی درخون 🍷🗡
پارت یک 🍷🗡
تیغ و گرفتم دستم
به دختر 17 ساله ای که از ترس میلرزید نگاه کردم
پوزخندی زدم و پچ زدم
+تو رو هیچ کس نخرید!
یه قدم بهش نزدیک میشم
+به درد منم نمیخوری .. باید قـلبتو بفروشم...
صدای بچگونش همراه با لکنت زبون اومد
_نه ، التماس میکنم ..
از ترس میلرزید
_آقا هر کاری بگین میکنم..خدمتکاری خودتونو میکنم ، خدمتکاری بادیگ..
نزاشتم چیزی بگه
با دو قدم خودم و بهش رسوندم
تیغ و رو قلبش کشیدم!
من همین بودم !
یه خلافکار حرفه ای و بی رحم!
قلبش و در آوردم و گذاشتم توی دستگاه مخصوص..
رو به دکـتر کردم و لب زدم
+ببر قلبُ بفروشش!
خون روی دستمو با لباسش تمیز کردم و فاصله گرفتم..
همه ی بادیگاردام با ترس نگاهم میکردن
نیشخندی زدم
خوبه!
ترس خوبه .. باعث میشه ازم خائن نباشن
پارت یک 🍷🗡
تیغ و گرفتم دستم
به دختر 17 ساله ای که از ترس میلرزید نگاه کردم
پوزخندی زدم و پچ زدم
+تو رو هیچ کس نخرید!
یه قدم بهش نزدیک میشم
+به درد منم نمیخوری .. باید قـلبتو بفروشم...
صدای بچگونش همراه با لکنت زبون اومد
_نه ، التماس میکنم ..
از ترس میلرزید
_آقا هر کاری بگین میکنم..خدمتکاری خودتونو میکنم ، خدمتکاری بادیگ..
نزاشتم چیزی بگه
با دو قدم خودم و بهش رسوندم
تیغ و رو قلبش کشیدم!
من همین بودم !
یه خلافکار حرفه ای و بی رحم!
قلبش و در آوردم و گذاشتم توی دستگاه مخصوص..
رو به دکـتر کردم و لب زدم
+ببر قلبُ بفروشش!
خون روی دستمو با لباسش تمیز کردم و فاصله گرفتم..
همه ی بادیگاردام با ترس نگاهم میکردن
نیشخندی زدم
خوبه!
ترس خوبه .. باعث میشه ازم خائن نباشن
- ۳.۰k
- ۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط