لیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی دارم فیک میزارم از خانوم

لیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی دارم فیک میزارم از خانوم جئون تشکر کنین

(۲ روز بعد)
بلاخره از بیمارستان مرخص شدم
امروز قراره با کوک بریم خرید عروسی
نمیدونم چرا ذوق دارم
ولی از ته دلم نیست
با جونگکوک دارم میرم خونه
رسیدم خونه در زدم که یونا درو باز کردم
_سلام(سرد)
&علیک(سرد و حرسی)
_+سلام به همگی(همزمان)
=عزیزم خوبی
€یه سیلی خورده دیگه(سرد)
+سیلی خورده بود ولی بیهوش شده بود که
=درسته
+خب من دیگه برم ا.ت
=نه عزیزم بمون ناهار بعدش برین برای خرید عروسی
+ام...باشه
برای ناهار جونگکوک اینجا میمونه و من رفتم توی اتاق و لباسم رو عوض کردم
ساعت رو دیدم که ۲ هست
پس الان ناهاره



=ا.تتتتتتتتتتتتتت(داد)
_هی دیدی گفتم(تو دل)الان میاممممممممم(داد)
رفتم پایین که نشستم
همینطور جونگکوک کنارم اومد
داشتم ناهار میخوردم که چیزی گرمی روی پام احساس کردم
_(سرفه)
=چیزی شد(آب رو بهم داد)
_نه...خوبم
همینطور جونگکوک پوزخند احمقش رو زد(احمق خودتی🥲)
ناهارم تموم شد که آماده شدم
یه هودی پوشیم با یه شلوار و موهام رو خرگوشی بستم
رفتم پایین که دیدم کوک نیست
_ام...
=پایینه
_آهان خداحافظ
رفتم پایین و سوار ماشین شدم
ویو پاساژ
الان ۳ ساعته داریم تو پاساژ راه میریم منم انقدر راه رفتم خسته شدم دیگه هوفففف
از بی حالی وسط پاساژ افتادم و نشستم و پاهارو رو بغل کردم
+پاشو
_نمیتونم دیگه
+هوففف ا.ت
_نچ نچ نچ
+اگه پا نشی همینجا به فاک میری(پوزخنده)
_(بلند شدم)خب اونجا بریم
+(خنده)
رفتیم تویه یه فروشگاه که لباس عروس داشت
_خوبه
+نه زیادی بازه
_این؟
+زیادی شلوغه
_هوففف این؟
+سادس
_...
+این عالیه
_______________
+خوبه
_نه
+...
_نچ نچ
+...
_عالیه
______________
+نظرت چیه بریم ساحل
_ام...
+میریم تا تو حرف بزنی ۱ سال میگذره
_(خنده)
دیدگاه ها (۲)

رفتیم ساحل که نشستیم روی شن هاتویه آرامش بودم که یه دست دور ...

😂😂😂

تهیونگ اومد سمتم و بغلم کردتهیونگ ازم جدا شد که یه نگاه به ج...

معرفی خودمسلاممم بچه هااخواستم یه معرفی کنماسمم...مبینا هستم...

عشق مافیا

عشق یا نفرت؟ (تابع قوانین ویسگون) P⁵² (کره=ساعت 10:22 AM) *ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط