روزی شخصی نزد بزرگی رفت و گفت:

روزی شخصی نزد بزرگی رفت و گفت:
سوالی دارم که در جمع از پرسیدن آن عاجزم...
بزرگ همه اطرافیان را بیرون کرد تا شخص سؤالش را بپرسد.

.

.

.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

چیه،؟؟؟؟؟
منو کردن بیرون چمیدونم چی پرسید، چی جواب شنید!!!!
دیدگاه ها (۱۶)

آرش خیلی جالبو باحال شده https://www.youtube.com/watch?v=tQB...

خوشـبـخـتی یعنـی: وقـتی آهنـگ گـوش میـدی یـاد هیـچ خــــــ...

امشب کنسرت مرتضی پاشایی !! . . . . . . . مکان : بهشت ‎frown ...

خنده ی دخترای خارجی : هههه یزره لپا سرخ میشن بعدشم ساکت میشن...

𝒫𝒶𝓇𝓉 2 عقد با رئیس مافیا دو نفر از افراد تهیونگ به سمت ات آم...

عشق سبز و صورتی

ارباب منپارت ۲خانم بزرگ:نه خونه ی تو اینجاست حالا برو سر کار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط