آموختم از بید که در باد برقصم

آموختم از بید که در باد برقصم
در اوج پریشانی خود شاد برقصم
از سایهٔ شمشاد چنین یاد گرفتم
در ماتم هر سرو که افتاد برقصم
شیرین من! این گونه مرا ساده مپندار
بگذار که چون تیشهٔ فرهاد برقصم
از روز ازل با دل بی حوصله بستم
عهدی که فلک هر چه به من داد برقصم
دیدگاه ها (۲)

آموختم از بید که در باد برقصمدر اوج پریشانی خود شاد برقصماز ...

آموختم از بید که در باد برقصمدر اوج پریشانی خود شاد برقصماز ...

آموختم از بید که در باد برقصمدر اوج پریشانی خود شاد برقصماز ...

آموختم از بید که در باد برقصمدر اوج پریشانی خود شاد برقصماز ...

شود از باد تا شمشاد گاهی راست گاهی کجبه جلوه سرو قدت باد گاه...

چرا اینگونه از موی زنان ارشاد میترسد از این موی رها گشته به ...

قبله مشتاق دل

چرا اینگونه از موی زنان ارشاد میترسداز این موی رها گشته به د...

چرا اینگونه از موی زنان ، ارشاد می ترسد؟از این موی رها گشته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط