خاطر پریشان

خاطر پریشان
رفتی و از رفتنت خاطر پریشانم هنوز
شعله ای می سوزد از هجر تو بر جانم هنوز
ای بهار آرزو از باغ رویت جلوه گر
بی تو در شبهای تنهایی زمستانم هنوز
کاش میدیدی که همچون لاله داغم بردل است
تشنه لب، با پای زخمی، در بیابانم هنوز
تا تو بودی در دلم باران مهری داشتی
اشک ریزان چون درخت بعد بارانم هنوز
ای پدر از دوریت خاطر پریشانم هنوز
خاطر پریشانم هنوز
دیدگاه ها (۱۰)

بہ،دلم” قول داده امڪہ هیچ وقت“اسیر”هر“بیگانہ اے”نشوم“شاه ڪلی...

خسته ام از دل گرفتگی...

رفتی و از رفتنت خاطر پریشانم هنوزشعله ای می سوزد از هجر ِتو ...

رفتی و از رفتنت خاطر پریشانم هنوزشعله ای می سوزد از هجر ِتو ...

رفتی و از رفتنت خاطر پریشانم هنوزشعله ای می سوزد از هجر تو ب...

رفتی و از رفتنت خاطر پریشانم هنوزشعله ای می سوزد از هجر تو ب...

رفتی و از رفتنت خاطر پریشانم هنوزشعله ای می سوزد از هجر تو ب...

ای دو چشمانت چراغ شام یلدای همه آفتاب صورتت خورشید فردای همه...

ای دو چشمانت چراغ شام یلدای همه آفتاب صورتت خورشید فردای همه...

#رهبرانهای دو #چشمانت چراغ شام یلدای همه ...

شعر منتشر شده از دکتر حداد عادل تقدیم به رهبر ای دو چشمانت ...

وااااای امروز تولده آقائــــــــــــــه ❤آقا جان تولدت مبـــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط