گاهی دیوانگی‌ام گل می‌کند، می‌خواهم بروم دور، خیلی دور، ی

گاهی دیوانگی‌ام گل می‌کند، می‌خواهم بروم دور، خیلی دور، یک جایی که خودم را فراموش بکنم، فراموش بشوم، گم بشوم، نابود بشوم می‌خواهم از خود بگریزم بروم خیلی دور
یک جایی که کسی مرا نشناسد،کسی زبانم را نداند.
می‌خواهم همه چیز را در خود حس بکنم...

[صادق هدایت]
دیدگاه ها (۱۱)

اگر بدانی وقتی نیستیچقدر بیهوده امتلخم، خرابم و هیچ اگر بدان...

ای که بی تو خودمو تک و تنها می‌بینمهر جا که پا میذارم تو رو ...

من کجا و این مالیخولیای عذاب، این عذاب بی پایان کجا؟چه قدر، ...

می‌خواهم از خود بگریزم بروم خیلی دور، مثلا بروم در سیبری، در...

دکتر نیستم....اما برایت ۱۰ دقیقه راه رفتن ،روی جدول کنار خیا...

آن زمان، آنچنان مرا درگیر کرده بودی که با فکرت از هرچه کار د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط