ای مرا آزرده از خود گر پشیمانی بیا

ای مرا آزرده از خود گر پشیمانی بیا
نغمه های ناموافق گر نمی خوانی بیا
تا که سر پیچیدی از راه وفا گفتم برو
جز وفا کنون اگر راهی نمی دانی بیا
یک نفس با من نبودی مهربان ای سنگدل
زان همه نامهربانی گر پشیمانی بیا
تاب رنجوری ندارم در پی رنجم مباش
گر نمی خواهی که جانم را برنجانی بیا
خود تو دانی دردها بر جان من بگذاشتی
تا نفس دارم اگر در فکر درمانی بیا
دشمن جانم تو بودی درد پنهانم ز تست
با همه این شکوه ها گرراحت جانی بیا

مهدی سهیلی
دیدگاه ها (۲)

تا که میخندی به چشمانم جهانم بهتر استواژه ها تصویرها حتی بیا...

NHنقاش می شوم وَ تو را رود می کشمآنقدر ساده ای که تو را زود ...

هر کجا باشی ، در آنجا ، یار..! می نازم به توبی شماران عاشقم ...

?

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط