سرود سکوت ِ هراس انگیز"

سرود سکوت ِ هراس انگیز"

این جا، وقتی که باد می میرد،
کلمات، جان می سپرند.
آسیاب، لب از سخن فرو می بندد.
درختان دیگر خاموشند.
اسب ها دیگر خاموشند.
زنبوران عسل خاموشند.

رودخانه لب از لب نمی گشاید.
آسمان بی صداست
قناری بی صداست
طوطی سبز بی صداست
و آفتاب در بلندی ها در سکوت فرو رفته است.

بلبل، لب از ترانه فرو بسته است
سهره خاموش است
مارمولک خاموش است
مار کبرا خاموش است
افعی خاموش است
سایه، در آن پستی ها، در سکوت فرو رفته است.
جلگه، سراسر خاموش است
و دره ی ژرف بی صداست.
حتی کبوتری
که هرگز نوایش خاموشی نمی گیرد، بی نواست.

و آن گاه، انسان ِ همیشه خاموش،
از هراس، زبان به سخن می گشاید.

رافائل_آلبرتی
دیدگاه ها (۱)

قبولی نزد خدا، در بی‌ادعایی‌ست💓در اشکی است که برای دلِ دیگری...

آخرین دلخوشی هم مجبورم کردن بفروشم.شب دردشب سکوتشب اشکشبی که...

آخر کمی بخواب چرا گریه می کنیبا سینۀ کباب چرا گریه می کنیبا ...

آخر کمی بخواب چرا گریه می کنیبا سینۀ کباب چرا گریه می کنیبا ...

بررسی شعر «شَهنواز» از {تس}---------شهنواز؛روایت جامعه‌ای که...

هیس، گاهی سکوت لازم است!زندگی پرهیاهو در کلان شهرهای امروزی،...

منصور کوشان

Death and Balm:2 مرگ و مرهم لورن با کنجکاوی از جا برخاست و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط