زیر نور ماه 🎑

زیر نور ماه 🎑
Part : 5
کوک ویو :
نشستم روی مبل تا به همکارش به زنگه توی این مدت هم بهم یه پارچه تمیز داد و گفت روی زخمم فشارش بدم . دوباره رفت توی اشپز خونه و ابجوش گذاشت و بسته ی نودل رو در اورد 4 تا نودل کی دقیقا این همه نودل بخوره دستش بند بود و بخواطر همین گوشی رو روی اسپیکر گذاشت و من همه ی حرفاشونو شنیدم . به دختره گفتم :« مطمئنی همکارت بود ؟ » اخه کدوم همکار عاقلی بهت میگه زندگیم /بیبی گرل/ قشنگ ترین مادمازل دنیا ؟ هاااا دقیقا کدوم همکاری اخه همچین چیزایی به یه دختر مجرد میگه ؟
گندم ویو :
داشتم از گشنگی میمردم داشتم نودل درست می کردم که گفت مطمئنی همکارت بود ؟ نشستم تو حال پذیرایی دقیقا همون جا که نشسته بود و زل زدم تو چشاش ، چشایی که از دریا خطرناک تر بود . انگار زل زده بودم به دوتا تیله خیلی خاص که هیچ کس به جز من او دوتا تیله رو نداشت . چشام رو چشاش قفل بود . ولی چند ثانیه بعد با صدای اب جوش قفل چشامون شکست . بلند شدم و رفتم نودل ها رو انداختم تو اب جوش و برگشتم توی حال پذیرایی . رنگش یکم سفید شده بود ، بعد که صورتشو ورانداز کردم گفتم :« هم همکارمه هم ددی جونم .» صورتش بی تفاوت موند شک شده بود .
کوک ویو :
انتظار چنین حرفی رو نداشتم ! ددی اخه چرا چرا کسی که عاشقشم باید دوست پسر داشته باشه رومو یه طرف دیگه کردم و گفتم :« ازدواج کردین یا هنوز دوستین ؟» وقتی بهش میگه ددی حتما ازدواج کرده دیگه لامصب .
گندم ویو :
گفتم :« نه هنوز دوستیم ؛ راستی هنوز اسمت رو نمیدونم ، نمیدونم چه کسی منو بوسیده ؟»
کوک ویو :
داشتم تو خوشحالی هام غرق میشدم انگار همه چیز خواب بود با گفتن اخرین کلمش دوباره بو*سیدمش اما این بار مقاومت نکرد . اون دختر تنها فردی بود که میتونست منو به جنون برسونه .

خب بیبی گرل های عزیزم تروخدا جان خودت منو گزارش نکنین .
شرطا : ۱۵ تا کامنت
بخدا شرطا رو برسونید همین الان پارت بعدی رو میزارم
دیدگاه ها (۱)

زیر نور ماه 🎑Part : 4 گندم ویو :متوجه خنده های ریزش شدم پس ب...

زیر نور ماه 🎑Part : 3 کوک ویو :مطمئن بودم اون بدبختی که بوسی...

my little mochi:part25تهیونگ ویو:کوک:اما حالا چطوری باید نین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط